
خشت روی خشتآدم توی پیلهی انفرادی چه کار دارد بکند جز اینکه پیله بر پیلهی قبلی بتند؟ لایه روی لایه، خشت روی خشت، خاک روی خاک.

دنیای من صاف نیستحالا با آدمهای دیگر فرقی نمیكنم. میتوانم به راحتی دستهایم را تکان بدهم و دوستانم را با آنها بغل کنم.

لالیگا را دنبال کنید!اگر عربده توی استادیوم کشیده نشود توی خیابان به هوا میرود: سر هموطن، سر عابری که بی هوا از جلوی ماشینم رد میشود.

یک جورهایی جمع و جورم!وقتی سجده میروم دیگر روی زمین پهن نیستم! حس میکنم فهمیدن معنی هر ذکری و ادا کردنش راحتتر از همیشه است.

کلید کمد که پیدا میشود، بابا توی قرض میافتدفکرم پیش مامان است که تمام مهمانی باید دلش شور ظرفهای مریم خانم را بزند. بابا هنوز قرضهای مهمانی قبلی را صاف نکرده.